آمار مطالب

کل مطالب : 153
کل نظرات : 424

آمار کاربران

افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 98
باردید دیروز : 126
بازدید هفته : 412
بازدید ماه : 4441
بازدید سال : 35228
بازدید کلی : 45227

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان سجاد رحیمی بابشیخعلی و آدرس sajadbabasheikhali.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.






آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 98
بازدید دیروز : 126
بازدید هفته : 412
بازدید ماه : 4441
بازدید کل : 45227
تعداد مطالب : 153
تعداد نظرات : 424
تعداد آنلاین : 1

تبلیغات
<-Text2->
آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
نویسنده : سجاد رحیمی باباشیخعلی
تاریخ : یک شنبه 27 بهمن 1393
نظرات

   الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین به ولایت امیر المومنین (ع) والائمه المعصومین (ع)

                                 ***************************************

ا

 

امام زاده ای به نام(فضل بن علی بن احمد بن محمد حنیفیه )در روستای بابا شیخ علی از توابع زرین شهر و از روستاهای حاشیه رودخانه زاینده رود در کنار جاده زرین شهر- شهرکرد قرار دارد .

پیرامون بقعه این امام زاده فضای مشجری با درختان کهنسال واشراف بر زاینده رود وکشتزارهای برنج اطراف آن محیطی سر سبز و با صفا را تشکیل میدهد در کنار بقعه امامزاده رواق نسبتا بزرگی ساخته اند که در کنار آن قبری بچشم می خورد روی سنگ قبر چنین حجاری شده است.

کل شی هالک الاوجه هوالحی الذی لایموت

مرقد منور و مضجع مطهر عالم ربانی و عارف صمدانی الواصل الی رحمته الله حضرت شیخ المشا یخ ابو علی رودباری از اقطاب سلسله جلیلیه علیه رضوانیه اثنی عشری که در سال ۳۲۲ ه . ق ندای ارجعی را لبیک گفته و روح پر فتوحش به عالم ملکوت پرواز و در قرب حضرت احدیت آرمید.

و شاید قدمت محله باباشیخعلی شهر زاینده رود به حدود 1100سال  پیش بر میگردد

و  همچنین سنگ تراشیده شده ای بسیار زیبایی در صحن امام زاده به چشم میخورد که از تاریخی که بر روی  این سنگ تراشیده شده  وجود دارد تاریخ آن به حدود 600تا700سال پیش بر میگردد که سالهای قبل برای دهه محرم برای عزادارانی که از   محله ها وشهر های اطرف همراه با دسته جات  عزاداری به امام زاده  می امدند  شربت  در این سنگ بزرگ  زیبا درست میشد

بنای قدیمی این امام زاده سالهای پیش خراب و دوباره بنایی ساخته شد که هم اکنون در عکس مشاهده میکنید و هرساله پذیرای زائران زیادی  از نقاط مختلف کشور میباشد وانشاءالله با محوطه سازی زمینهای اطراف توسط شهرداری و اداره اوقاف یکی از قطب های گردشگری استان اصفهان در سالهای آینده به شمار

خواهد امد

    استان اصفهان "شهر زاینده رود "محله باباشیخعلی امام زاده سید احمد (ع)

 

 *******************************************************************************    
تعداد بازدید از این مطلب: 238
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : سجاد رحیمی باباشیخعلی
تاریخ : جمعه 21 شهريور 1393
نظرات

 

ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻪ...


 

ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﺑﺸﻪ

ﺣﺴﯿﻦ ﺍﺳﻼﻣﺒﻮﻟﭽﯽ

ﺭﺋﻴﺲ ﺷﺮﮐﺖ ﻣﺨﺎﺑﺮﺍﺕ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ

AT&T

ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﺑﺸﻪ

ﻓﺮﺯﺍﺩ ﺳﺎﻋﺪﭘﻨﺎﻩ

ﻣﺪﯾﺮ ﻓﻨﯽ

YAHOO

ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﺑﺸﻪ

ﺍﻣﯿﺪ ﮐﺮﺩﺳﺘﺎﻧﯽ

ﻣﺪﯾﺮ ﺍﺭﺷﺪ ﺳﺎﯾﺖ GOOGLE

ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﺑﺸﻪ

ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﻣﺠﯿﺪ ﺳﻤﯿﻌﯽ

ﺭﺋﯿﺲ ﺟﺮﺍﺣﺎﻥ ﻣﻐﺰ ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﺁﻟﻤﺎﻥ

ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﺑﺸﻪ

ﺧﺎﻧﻢ ﮐﺮﯾﺴﺘﯿﻨﺎ ﺍﻣﺎﻧﭙﻮﺭ

ﺭﺋﻴﺲ ﺑﺨﺶ ﺧﺒﺮﯼ CNN

ﺩﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ

ﻓﻘﻂﯾﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﺑﺸﻪ ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﻣﺠﯿﺪ ﺟﻤﺸﯿﺪﯼ

ﻣﺪﯾﺮ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﺍﺧﻠﯽ ﺍﯾﺴﺘﮕﺎﻩ

ﻓﻀﺎﯾﯽ ﻧﺎﺳﺎ

ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﺑﺸﻪ

ﺻﺒﺎ ﻭﻟﺪﺧﺎﻧﯽ

ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺟﻮﺍﻧﺘﺮﯾﻦ ﮐﺎﺷﻒ ﺩﻧﯿﺎ

ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﺑﺸﻪ

ﻧﺎﺩﺭ ﻣﺮﺩﺍﻧﻠﻮ

ﺭﺋﻴﺲ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺷﺮﮐﺖ ﺧﺼﻮﺻﯽ

ﭘﺮﺗﺎﺏ ﻣﺎﻫﻮﺍﺭﻩ ﺩﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ 

ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﺑﺸﻪ

ﺍﻧﻮﺷﻪ ﺍﻧﺼﺎﺭﯼ

ﺭﺋﻴﺲ ﻣﻮﺳﺴﻪ ﺗﮑﻨﻮﻟﻮﮊﯼ

ﺗﻞ ﮐﺎﻡ

ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﺑﺸﻪ

ﻣﺎﺭﯾﺎ ﺧﺮﺳﻨﺪ

ﺭﺋﻴﺲ ﺷﺮﮐﺖ ﺍﺭﯾﮑﺴﻮﻥ

ﺍﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺳﺮﺑﻠﻨﺪ ﺑﺎﺷﯽ

 

*+*+*+*+*+*+*+**+*+**+*+*+*+*+*+*+*++**+*++**+*+*+*++*+*+*+**++**+

نامه بسیار زیبای آبراهام لينكلن به معلم فرزندش ...

 

تعداد بازدید از این مطلب: 44
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : سجاد رحیمی باباشیخعلی
تاریخ : چهار شنبه 19 شهريور 1393
نظرات

 

عقل بیهوده سر طرح معما دارد

                          بازی عشق مگر شاید و اما دارد

با نسیم سحری دشت پر از لاله شکفت

                          سر سربسته چرا اینهمه رسوا دارد

در خیال آمدی و آینه ی قلب شکست

                          آینه تازه از امروز تماشا دارد

بس که دلتنگم اگر گریه کنم می گویند

                          قطره ای قصد نشان دادن دریا دارد

تلخی عمر به شیرینی عشق آکنده است

                          چه سر انجام خوشی گردش دنیا دارد

عشق رازیست که تنها به خدا باید گفت

                          چه سخن ها که خدا با من تنها دارد

 

 

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 32
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : سجاد رحیمی باباشیخعلی
تاریخ : یک شنبه 16 شهريور 1393
نظرات

خدا میداند ...

چه کسی به زندگی شما تعلق دارد و و چه کسی ندارد

اعتماد کنید و بگذرید؛ هرکه قرار باشد بماند ،

تا آخر خواهد ماند...



مهم نیست چه کسی چه قدر شریعتی را قبول دارد یا نه!...اصلا بی خیال «من قال»ها «ماقال» ها را دریابید ،اگر قدرت این را داشته باشیم که مفهوم مهدویت و انتظار را از یک فانتزی لوث جماعت گوشه گیر ندبه خوان به سمت اندیشه پویا شریعتی در باب انتظار تبدیل کنیم دغدغه مان این نمی شود که چرا از مهدویت شربت نیمه شعبان مانده و منتظران ظهور دنبال دودوتا چهارتا بازار دنیا هستند...شریعتی در «انتظار مذهب اعتراض»میگوید:
انتظار سنتز تضاد ميان دو اصل متناقض با هم است، يكي حقيقت و ديگري واقعيت.فرض كنيم ما به يك حقيقت و به يك ديني معتقديم و اعتقاد داريم كه دين برحق است و انسان را نجات و عدالت را استقرار مي دهد و چون حق است و حقيقت پيروز است اين كتاب بهترين كتاب و اين پيغمبر بهترين پيغمبر است و اين راه راهي است كه انسان را به كمال و نجات سوق مي دهد.اين اصول اعتقادي و حقيقتي است كه ما بدان معتقديم ولي واقعيت ضد اينها را نشان مي دهد.
ما معتقدیم که قرآن برای نجات بشریت آمده و پیغمبر برای رهایی انسان از ظلم و زور و اشرافیت و خون پرستی و قومیت و ذلت و استضعاف و استثمار و مبارزه با جهل و عقب ماندگی آمده و معتقدیم که علی و فرزندانش رهبران شیعه و جانشینان پیغمبرند و عقیده به تشیع ضامن نجات و هدایت انسان است و اما واقعیت خلاف این را به ما نشان میدهد.می بینیم تا پیغمبر سرش را روی زمین گذاشت باز همان آش شد و همان کاسه و نظامی که بر تاریخ حکومت می کرد کم کم ادامه پیدا کرد.نه حقیقت به جا ماند و نه عدالت و بشریت نجات پیدا کرد،نه ظلم از بین رفت و نه انحراف و فریب و دروغ،آن موقع به نام کسری و قیصر بر مردم حکومت میکردند حالا به نام خلیفه پیغمبر،چه فرقی دارد؟...
اسلام دین خداست و برای نجات آمده است اما میبینیم که نجات نداده است.پس چاره‏ اى نيست جز اىن كه پيروان ديني كه مدعي نجات و سيادت انسان و توده‏ هاى محروم و نابودي ظلم و جناىت و مدعي استقرار يك نظام جهاني به نفع انسانند، معتقد باشند كه اىن حقیقت اگر چه در طول اىن هزار و چهارصد سال نتوانسته به شعارهاى خودش جامه عمل بپوشاند، اما خواهد پوشاند و قطعاً پيروز خواهد شد و عدالت جبراً مستقر خواهد گشت و على رغم اىن نظام ضد حقیقت كه بر اسلام حاكم شد و بر تاريخ نيز حاكم است و رنجي كه بشريت هنوز از ستم مى‏برد و هر روز قدرت زر و زور بر حقیقت بيشتر مى‏چربد و همچنين على رغم اىن قدرت‏هاى ابليسي و ضد انساني كه در حال گسترش است و زوال‏ناپذير مى‏نماىد، جبراً حقیقت محكوم بر واقعیت باطل، ولی حاكم، پيروز مى‏شود و ما منتظر و مؤمن چنین روزی و چنین واقعه‏اى هستيم و چون خداوند بصراحت وعده پيروزي اسلام را در قرآن داده: «لیظهره علی الدین كله»، و نوید داده كه توده‏هاى ضعيف و مردم جهان را پيشوایان بشريت خواهد كرد و زمین را به آنها خواهد بخشيد و محرومان وارث قدرتمندان و زر پرستان خواهند شد. و مى‏بینیم كه نشده است، در تحقق آن شك داریم، هر چند همه عوامل تاریخی و اجتماعی موجود به نابودی حق و ضعف روز افزون جبهه عدالت گواهی دهند.
اىن تضاد مىان «واقعیت باطل حاكم» و «حقیقت نجات بخش محكوم» را جز «انتظار» به پيروزي جبري و قطعي حقیقت نمى‏تواند حل كند...میبینیم که انتظار یک ضربه ضدواقعیت حاکم بر جهان و حاکم بر تاریخ و حاکم بر اسلام است.انتظار یعنی:نه گفتن به آنچه که هست و کسیکه منتظر است چه کسی است؟کسی که در نفس انتظار خود اعتراض به وضع موجود را پنهان دارد.

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 31
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : سجاد رحیمی باباشیخعلی
تاریخ : یک شنبه 16 شهريور 1393
نظرات

 

خراسان در شب  وروز  میلاد تو، عزیزترین جای عالم است.

 عطر زعفران و گلاب، عطر عود و اسپند، از زمین به آسمان
راه میگشاید و تمام عرش‌نشینان، چراغانی شهری را به هم نشان میدهند
که خورشیدی شبانه‌روز در خاکش پرتوافشانی می‌کند.


 نگاه فرشتگان به مشرق ایران دوخته شده و تمام دلها به‌سوی
طوس پر میکشد. همه دلها  حسرت پرواز دارند، حسرت داشتن
دو بال سبک‌بار که بیوقفه به‌سوی تو پر بگشایند و شادباش میلادت را
بر ضریح تقرب بوسه زنند. چه مبارک سحری و چه فرخنده شبی است!


کبوتران در آسمان حرم میرقصند و میان زمین و آسمان
مرددند، مانده اند در زمین بمانند و شوق و شادی زائران تو را ببینند
یا آنکه به آسمان پر بگشایند و با دست‌افشانی فرشتگان همراه شوند.


کبوتران، همه سپیدپوشند امشب و همه پیام سرور بر لب دارند.
کبوتران امشب در حریم تو چه عزیزند، چه گران‌قدرند!

امشب عاشقان تو به یمن شادی میلادت، دست نوازش و ارادت
خویش را بر سر کبوتران تو میکشند و به سرسلامتی ات،
بر سنگ‌فرش‌های حرم بذر عشق می‌پاشند،


کبوتران را بوسه میزنند و دوستشان دارند؛
چرا که کبوتر، نشانی از مهر و بی‌همتایی تو دارد. امشب هیچ اشک
شوقی دست از ضریح تو نمی‌کشد و هیچ حاجتمند امیدواری از گنبد تو چشم بر نمیدارد.

این عید عاشقانه را تو بی شک، با اجابت تمام حاجت ها عاشقانه تر میکنى.

             


به درگاهت ز جان آیم رضا گویم رضا (ع) جویم‏
که می‏دانم در این درگه خدا گویم خدا جویم‏
خدا بینم چو می‏بینم همه انوار رحمت را
رضا بینم در این درگه رضا (ع) پویم صفا جویم‏
به درد خود شدم نالان بیالودم به غم دل را
به لب آمد دگر جانم ز درگاهت شفا جویم‏
علی جانم گرفتارم به عشق تو چو آن رویت‏
حلالم کن چو می‏بینی که نتوانم رها جویم!
ز بی‏مهری در این دوران رها کردم جهانی را
به پای تو نهادم سر رضا جان (ع) تا وفا جویم‏
غریبی بین از هر جا شدم رانده به کوی تو
ز بیماری بی‏درمان ره درد و دوا جویم‏
فدایت شد حکیم امشب که افتاده سر کویت‏
عطا فرما رضا جانم که از نورت شفاجویم

 میلادش بر رهروان ان حضرت و بر عالمیان مبارک 

التماس دعا

********************************************
دلم گرفته
دل من از عالم و آدم گرفته
بده پناهم،نوکرت بهونه حرم گرفته
دلم گرفته

****
دورت بگردم
دور اون ضریحی که هواشو کردم
خودت می دونی که فقط خود تویی دوای دردم
دورت بگردم
****
آرزو دارم
حتی شد جنازمو حرم بیارم
آروم میگیرم سرمو پایین پات اگر بذارم
آرزو دارم...

****************************************************

تعداد بازدید از این مطلب: 52
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : سجاد رحیمی باباشیخعلی
تاریخ : پنج شنبه 6 شهريور 1393
نظرات

 

                               ولادت حضرت فاطمه معصومه و روز دختر مبارک
  میلاد فرخنده و پر نور و سرور کریمه اهل بیت خانوم فاطمه معصومه (ع) و روز دختر و همچنین آغاز دهه کرامت را به حضور امام زمان (عج) و همچنین آقا امام رضا و تمامی دوستداران و پیروان راستین آن بزرگوار تبریک و تهنیت عرض مینماییم

                                                                              ولادت حضرت فاطمه معصومه و روز دختر مبارک 

حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذیقعده سال 173 هجری، در شهر مدینه چشم به جهان گشود. این بانوی بزرگوار، از همان آغاز، در محیطی پرورش یافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضایل اخلاقی آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسایی و تقوا، راستگویی و بردباری، استقامت دربرابر ناملایمات، بخشندگی و پاکدامنی و نیز یاد خدا، از صفات برجسته این خاندان پاکسیرت و نیکو سرشت به شمار می رفت. پدران این خاندان، همه برگزیدگان و پیشوایان هدایت، گوهرهای تابناک امامت و سکان داران کشتی انسانیت بودند.

حضرت معصومه (س) در خاندانی که سرچشمه علم و تقوا و فضایل اخلاقی بود،پرورش یافت. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوی گرامی به شهادت رسید، فرزند ارجمند آنامام، یعنی حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعلیم و تربیت خواهران و برادران خود شد ومخارج آنان را نیز بر عهده گرفت.
در اثر توجهات زیاد آن حضرت، هر یکاز فرزندان امام کاظم (ع) به مقامی والا دست یافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ ملکی در این باره میگوید: «هر یک از فرزندان ابی الحسن موسی معروف به کاظم، فضیلتی مشهور دارد». بدون تردید بعد از حضرت رضا (ع) در میان فرزندان امام کاظم (ع)، حضرت معصومه (س) از نظر علمی و اخلاقی، والا مقام ترین آنان است. این حقیقت از اسامی،لقب ها، تعریف ها و توصیفاتی که ائمه اطهار (ع) از ایشان نموده اند، آشکار است واین حقیقت روشن می سازد که ایشان نیز چون حضرت زینب (س) «عالمه غیر معلمه» بودهاست.



حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشیع است و مقام علمی بلندی دارد. نقل شده که روزی جمعی از شیعیان، به قصد دیدار حضرت موسی بن جعفر (ع) و پرسیدن پرسش هایی از ایشان، به مدینه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش های خود را به حضرت معصومه (س) که در آن هنگام کودکی خردسال بیش نبود، تحویل دادند. فردای آن روز برایبار دیگر به منزل امام رفتند، ولی هنوز ایشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار،پرسش های خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدی به خدمت امام برسند، غافل از این که حضرت معصومه (س) جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتی پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسیارخوشحال شدند و پس از سپاسگزاری فراوان، شهر مدینه را ترک گفتند. از قضای روزگار دربین راه با امام موسی بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجرای خویش را باز گفتند. وقتی امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدایش.

درباره فضیلت زیارت حضرت معصومه (س) روایات فراوانی از پیشوایان معصوم رسیده است. از جمله، هنگامی که یکی از محدث انبرجسته قم، به نام «سعد بن سعد» به محضر مقدس امام رضا (س) شرفیاب می شود، امام هشتم خطاب به ایشان می فرماید: «ای سعد! از ما در نزد شما قبری است». سعد می گوید: فدایت شوم! آیا قبر فاطمه دختر موسی بن جعفر (س) را می فرمایید؟ می فرماید: «آری،هر کس او را زیارت کند، در حالی که به حق او آگاه باشد، بهشت از آن اوست.
پیشوای جهان تشیع امام جعفر صادق (س) نیز در این باره می فرماید: «هرکس او را زیارت کند، بهشت بر او واجب گردد». و در حدیث دیگری آمده است: «زیارت او،هم سنگ بهشت است».
حضرت فاطمه معصومه (س) بانویی بهشتی، غرق در عبادت و نیایش، پیراسته از زشتی ها و شبنم معطر آفرینش است. شاید یکیاز دلایل «معصومه» نامیدن این بانو، آن باشد که عصمت مادرش حضرت زهرا (س) در اوتجلی یافته است. بر اساس پاره ای از روایات، این لقب از سوی امام رضا (ع) به این بانوی والامقام اسلام وارد شده است؛ چنان که فقیه بلند اندیش و سپید سیرت شیعه،علامه مجلسی (ع) در اینباره میگوید: امام رضا (ع) در جایی فرمود: «هرکس معصومه رادر قم زیارت کند، مانند کسی است که مرا زیارت کرده است».

 التماس دعا یاعلی

تعداد بازدید از این مطلب: 42
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : سجاد رحیمی باباشیخعلی
تاریخ : چهار شنبه 29 مرداد 1393
نظرات

 

شگفتی قرآن

 

در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می توانید در سجیه ببینید، این شمالی ترین شهر دانمارکیهاست، جایی که دریای بالتیک و دریای شمال به هم میپیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابرین این راستا بوجود می آید.

و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.

                                                   

سورة مبارکه الرحمن
مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (۱۹) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (۲۰) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (۲۱) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (۲۲)
۱۹٫ دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند.۲۰٫ اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجآوز نمی کنند.۲۱٫ پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را اِنکار مى‏کنید؟ ۲۲٫ از آن دو، مروارید و مرجان خارج می‏شود.

سوره مبارکه فرقان آیه ۵۳:
« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»
و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است ومیان آن دو حریمی استوار قرار داد.

 

                                                

                                  

تعداد بازدید از این مطلب: 55
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : سجاد رحیمی باباشیخعلی
تاریخ : چهار شنبه 29 مرداد 1393
نظرات

 

امام جعفر صادق علیه السلام در هفدهم ربیع الاول سال 83 ق، با تولد خویش در مدینه، بستانْ سرای آفرینش را نویدی از دلاویزترین گل دانش داد. 65 سال عمر پربرکت امام، با حکومت ده تن از امویان و دو تن از عباسیان رو به رو بود.

ایشان در 31 سالگی عهده دار امامت شد و در فضای آشفته اشتغال امویان و عباسیان به درگیری های دامنه دار برای حکمرانی، حضرت توانست از این فرصت پیش آمده بهره جوید و با منطقی ترین موضع گیری، بستر آرامشی برای بهره گیری از علوم و فنون و عقاید راستین اسلام فراهم کند تا سبکباران و رهپویان حقیقت، از جرعه های زلال اندیشه های حضرتش سیراب گردند

کار در مکتب جعفری

مکتب امام صادق علیه السلام سرشار از درس های تلاشگری برای کسب روزی حلال است. کار و کوشش چنان برازنده اجتماع است که امام ششم همانند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «الکادُّ علی عیالهِ کالمجاهِدِ فی سبیلِ اللّه؛ کوشنده و تلاشگر برای خانواده و افراد تحت سرپرستی خود، مانند کسی است که در راه خدا سرگرم جهاد است».در حالات امام صادق علیه السلام نوشته اند: با پیراهنی از کرباس در مزرعه تلاش داشت و عرق از سر و روی او می چکید. حرارت آفتاب و رنج کار را در وسط روزهای گرم تحمل می کرد تا آب و نان حلالی را شخصاً به دست آورد. او از مردم می خواست با فعالیت خویش، در آبادانی دنیا بکوشند و زمین خدا را پر بار کنند.

بوی عشق از تربت نور

منصور دوانیقی با کینه ای که از امام صادق علیه السلام ، و بیمی که از روی آوردن مردم به آن حضرت در دل داشت، آسوده نمی نشست تا اینکه به دست والی خود در مدینه، حضرت را با انگوری زهرآلود به شهادت رساند. او سپس حیله گرانه به گریه و زاری و عزاداری پرداخت و می گفت: مثل جعفربن محمد کجا پیدا می شود؟تاریخ نگاران نوشته اند تشییع جنازه شگفتی صورت گرفت که تا آن زمان بی سابقه بود. مسلمان و کافر، شیعه و سنی در آن شرکت داشتند.سرانجام ششمین نیّر برج امامت را، در قبرستان بقیع و در کنار امام مجتبی علیه السلام و امام سجاد علیه السلام و امام باقر علیه السلام به خاک سپردند. امام صادق علیه السلام درباره زیارت خود چنین می فرماید: «مَنْ زارَنی غُفِرَتْ لِذُنُوبِهِ وَ لَمْ یَمُتْ فقیراً؛ هر کس مرا زیارت کند، فقیر نمی میرد و خداوند گناهانش را می بخشد».

دعایی کوتاه با فضیلتی بی شمار

در مورد ذکر شریف صلوات، مطالب فراوان است؛ از جمله آنچه شیخ صدوق در علل الشرایع می نگارد که خداوند ابراهیم را خلیل خود گردانید، برای آنکه بر محمّد و آل محمّد صلی الله علیه و آله صلوات بسیار می فرستاد. یا آنچه در امالی خود نگاشته است که مهریه حوّا ده صلوات بوده است و... .

شخصی به امام صادق علیه السلام عرض کرد: من داخل خانه کعبه شدم و هیچ دعائی به یادم نیامد، مگر صلوات بر پیامبر، اکنون حال من چگونه است؟ حضرت علیه السلام فرمود: «هیچ کس از کعبه بیرون نیامده که عملش از عمل تو بهتر باشد؛ لَمْ یُخْرِجْ اَحَدٌ بِاَفْضَلِ مِمّا خَرَجْتَ»

 

پیشاپیش شهادت امام جعفر صادق (ع) را تسلیت میگوییم و در غمش میگرییم و به سوگ مینشینیم و انشا الله از پیروان راستین مکتبش باشیم

 

عکس, تصویر, شعر شهادت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام جدید

فرزند فاطمه ششمین نور سرمدم
شیخ الائمه صادق آل پیمبرم
من آخرین امام بقیع مدینه ام
زهر جفای خصم شرر زد به سینه ام
در لحظه های آخر عمرم به زمزمه
ابراز می کنم غم دل را به فاطمه
مادر بیا و حال پریشان من ببین
از سوز زهر سینه سوزان من ببین
هنگام مرگ نام تو ذکر لبم شده
مسمومیت نه، غصه تو قاتلم شده
از یاد ماتم تو پریشان و مضطرم
مثل تو غصه دارم و هم درد حیدرم
دشمن شبانه ننگ به لوح زمانه زد
در پیش اهل خانه ام آتش به خانه زد
از درب خانه شعله آتش زبانه داشت
آن بی حیا به روی دلم داغ می گذاشت
ای وای من که هیچ زجورش ابا نکرد
از پیری و سفیدی مویم حیا نکرد
با دست بسته ام به بر کودکان من
انگار داشت از سر کین قصد جان من
در بین شعله ها به زمینم کشید و برد
مانند مرتضی به زمینم کشید و برد

 

. . .

        مایه خوشدلی آنجاست که دلدار آنجاست                می کنم جهد که خود را مگر آنجا فکنم
تعداد بازدید از این مطلب: 60
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : سجاد رحیمی باباشیخعلی
تاریخ : یک شنبه 26 مرداد 1393
نظرات

 

وحسین(ع)  در راه است .....

....وحسین (ع)در راه است وعلی اصغر او نالان است

و رقیه پیش عمه خواب است

و علی اکبر و قاسم با جعفر و عون  پیش عباس دلاور در رزم

و محرم در پیش

و کربلا بار دگر نزدیک است ....

....شعر از سجاد رحیمی باباشیخعلی ....

*******************************************************

                               

التماس دعا یا علی مدد

تعداد بازدید از این مطلب: 43
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : سجاد رحیمی باباشیخعلی
تاریخ : جمعه 24 مرداد 1393
نظرات

تا محرم راهی نیست ...............

 

 
آب را گل نكنيد . . . شايد از دور علمدار حسين ، مشك طفلان بر دوش ، زخم و خون بر اندام ،‌ مي رسد تا كه از اين آب روان ، پر كند مشك
 
تهي ، ببرد جرعه آبي برساند به حرم ، تا علي اصغر بي شير رباب ، نفسش تازه شود و بخوابد آرام .. . آب را گل نكنيد . . . كه عزيزان
 
حسين ، همگي خيره به راهند كه ساقي آيد ، و به انگشت كرم،‌ گره كور عطش بگشايد . . . آب را گل نكنيد . . . ‌كه در اين نزديكي،‌عابدي
 
تشنه لب و بيمار است، در تب و گريه اسير . . . آب را گل نكنيد . . . كه بود مهريه مادرشان ، نه همين آب كه هر جاي دگر، رود و نهري
 
جاريست ، مهر زهراي بتول است ، از اين است كه من ميگويم،‌آب را گل نكنيد ، آب را گل نكنيد . . .
 
                                            
                                                صلي الله عليك يا مظلوم يا اباعبدالله الحسين (ع)
 
 
 

محرم ماه بالیدن هم هست نه فقط نالیدن... بساطش آموزه است نه موزه........ تمرین خوب نگریستن هم هست..... نه فقط خوب

گریستن ........ نمادشعوراست نه فقط شور........ تفکری دگر : منتظران مهدی (عج) به هوش باشند حسین (ع) را منتظرانش

کشتند......

 


                                     

                                                                                        71روز تا محرم

التماس دعا یا علی مدد

تعداد بازدید از این مطلب: 69
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : سجاد رحیمی باباشیخعلی
تاریخ : جمعه 17 مرداد 1393
نظرات

شعر معروف ای قلم به زبان ترکی با ترجمه فارسی.....

ای قلم سوزلرینده اثر یوخ ،آشنادن منه بیر خبر یوخ

ای قلم در حرفهایت اثری نیست ،برای من از آشنا یک خبر نیست

گلدی بو جمعه ده گِده آلله ،فاطمه یوسفینن خبر یوخ

ای خدا این جمعه هم آمدو رفت ،از یوسف فاطمه هم خبری نیست

 

یاندی پروانه لر شمع سوندی ،آیریلیقدان اوره قانه دوندی

پروانه ها سوختند در پایان عمر شمع ،از جدایی دلها همه خون شد

شانیده رتبه ده بی بدلسن ،هر گوزلده اقا سن گوزلسن

در شان و رتبه بی همتایی ،و از هر زیبا،زیباتری ای اقا

کیم دییر آیریلیق درده سالماز ،عاشقین دردینه الدن آلماز

چه کسی میگوید جدایی انسان را دردمند نمیکند ،صبر عاشق را لبریز نمیکند

ای گوزوم یوللارا باخ داریخما ،گون همیشه بولوت آتدا گالماز

ای چشمهایم دلتنگ نشوید و به راه همچنان نگاه کنید ،چرا که همیشه آفتاب پشت ابر نمیماند .

غنچه گوللر نه اندازه سولسون ،قلبیلر گویما قانیله دولسون

غنچه ها تا چه اندازه پر پر شوند ،مگذار قلبهای منتظران خون شود

گلدی بو جمعه ده گلمه دین سن ،گون ساییم جمعه ی دیگر اولسون

این جمعه هم آمد اما تو نیامدی ،روزها را می شمارم تا جمعه ی دیگر شود .

ای صفایی هَله دوز فراقه ،یول سالاغ بیزده بیرده عراقه

ای صفایی بر فراقش صبر کن ،تا بار دیگر مسیرمان به سوی عراق افتد

قلبیلر غصه دن داغلی گالدی ،یا امام زمان گََل اماندی

که قلبها از غصه ات داغدار شده است ،یا امام زمان بیا و رحم کن

 
خانه دوست کجاست؟ در فلق بود که پرسید سوار
آسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:
"نرسیده به درخت
کوچه باغی است که از باغ خدا سبز تر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ، سر به در می آرد
پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل
پای فواره جاوید اساطیر زمان می مانی
و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد
در صمیمیت سیال فضا، خش خشی می شنوی
کودکی می بینی
رفته از کاج بلندی بالا، جوجه بردارد از لانه نور
و از او می پرسی خانه دوست کجاست

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 49
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : سجاد رحیمی باباشیخعلی
تاریخ : جمعه 17 مرداد 1393
نظرات

           

 

 

 

به تماشا سوگند
و به آغاز كلام


و به پرواز كبوتر از ذهن
واژه اي در قفس است‌.

حرف هايم ، مثل يك تكه چمن روشن بود.
من به آنان گفتم‌:
آفتابي لب درگاه شماست
كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد.

و به آنان گفتم : سنگ آرايش كوهستان نيست
همچناني كه فلز ، زيوري نيست به اندام كلنگ .
در كف دست زمين گوهر ناپيدايي است
كه رسولان همه از تابش آن خيره شدند.
پي گوهر باشيد.
لحظه ها را به چراگاه رسالت ببريد.


و به آنان گفتم :
هر كه در حافظه چوب ببيند باغي
صورتش در وزش بيشه شور ابدي خواهد ماند.
هركه با مرغ هوا دوست شود
خوابش آرام ترين خواب جهان خواهد بود.
آنكه نور از سر انگشت زمان برچيند
مي گشايد گره پنجره ها را با آه‌.

زير بيدي بوديم‌.
برگي از شاخه بالاي سرم چيدم ، گفتم :
چشم را باز كنيد ، آيتي بهتر از اين مي خواهيد؟
مي شنيديم كه بهم مي گفتند:
سحر ميداند،سحر!

سر هر كوه رسولي ديدند


ابر انكار به دوش آوردند.
باد را نازل كرديم
تا كلاه از سرشان بردارد.
خانه هاشان پر داوودي بود،
چشمشان را بستيم .
دستشان را نرسانديم به سر شاخه هوش‌.
جيبشان را پر عادت كرديم‌.
خوابشان را به صداي سفر آينه ها آشفتيم‌.

 

 

 

من به مهمانی دنیا رفتم:

من به دشت اندوه

من به باغ عرفان

من به ایوان چراغانی دانش رفتم.

رفتم از پله ی مذهب بالا.

تا ته کوچه ی شک ،

تا هوای خنک استغنا،

تا شب خیس محبت رفتم.

من دیدار کسی رفتم در آن سر عشق.

رفتم، رفتم تا زن،

تا چراغ لذت

تا سکوت خواهش

تا صدای پر تنهایی.

.

.

روح من در جهت تازه ی اشیا جاری است .

روح من کم سال است.

روح من گاهی از شوق ، سرفه اش می گیرد.

روح من بی کار است:

قطره های باران را ، درز آجر ها را ، می شمارد.

روح من گاهی ، مثل یک سنگ سر راه حقیقت دارد.

.

.

من به سیبی خوشنودم

به بوییدن یک بوته ی بابونه:)

من به یک آینه ، یک بستگی پاک قناعت دارم...

.

.

زندگی یافتن سکه ی ده شاهی در جوی خیابان است...

زندگی مجذور آینه است.

.

.

:)

چتر ها را باید بست

زیر باران باید رفت..

فکر را ، خاطره را ، زیر باران باید برد.

دوست را زیر باران باید دید:)

عشق را زیر باران باید جست.

زیر باران باید بازی کرد.

زیر باران باید چیز نوشت ، حرف زد ، نیلوفر کاشت...

.....

رخت ها را بکنیم

آب در یک قدمی است...

 

 

شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟

مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا
لب پاشویه نشست

پدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند ، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین
با خودم می گفتم:

زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟

هیچ!

زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند

زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم

زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست ، میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.

زنده یاد سهراب سپهری

 

 

 روح شاد ...برای شادی روحش صلوات

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 59
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : سجاد رحیمی باباشیخعلی
تاریخ : جمعه 3 مرداد 1393
نظرات

 

 

عمر من قد نمیدهد                                                                                                               

                      به سفرت بگو كوتاه بیاید.

 


http://upload7.ir/images/49913039450449370962.jpg

 

دلم به ” مستحبی ” خوش است که جوابش ” واجب ” است



السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه.

*********************************************************

 

منتظران مهدی آگاه باشید!  

 

 

 

 حسین را منتظرانش کشتند...

 

 

 


http://upload7.ir/images/25843702465829308756.jpg

 

 *****************************************************************************

 

سخت است ولی مولا، خوب است نمی آیی

  دلتنگ توام اما خوب است نمی آیی

 یک کوفه فریب و غم،

  یک شام پر از محنت

 آیی تو شوی تنها، خوب است نمی آیی

  یک نیمه ی شعبان را در فکر تو می مانند

 از فکر روی فردا، خوب است نمی آیی

 یک جمعه فقط ندبه، یک هفته فراموشی

  بود تو شود رویا، خوب است نمی آیی

  لاف غم عشق تو ذکر همه ی مردم

  بنگر به دل آنها، خوب است نمی آیی

 پیش نظر بعضی حاجت بدهی خوبی

  اما نه برای ما، خوب است نمی آیی

  یک شام سه شنبه را در کوی تو می آیند

  اما دلشان اینجا، خوب است نمی آیی

 سرداب تو مخروبه، قبر پدرت ویران

شهر تو پر از اعداء، خوب است نمی آیی

 

با این همه درد و غم، می سوزی و می سازی

  ای منتقم زهرا، خوب است نمی آیی

 

******************************************************************

  هر روز

 

  برای آمــدنــت

 

  دعـــا مــی ‌کــنــيــم

 

  و بـرای نـيـامـدنـت

 

  کــارهــای زيــادی..

 

 

 

 

 

 

 

آقا ببخش که سرم گرم زندگی است

 

 کمتر دلم برای شما تنگ می شود

 


 

 

 

 

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 48
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : سجاد رحیمی باباشیخعلی
تاریخ : جمعه 27 تير 1393
نظرات

  دستی بکش به روی سرم یا ابوتراب              

 

 

شبهای قدر خواندن صد رکعت نماز
قرآن به سر گرفتنِ با سوز و با گداز

صدبار، افتتاح و ابوحمزه و مجیر
صدبار خواندن دعا جوشن کبیر

با روضۀ حسین، برابر نمی شود
یا روضۀ غریبی حیدر نمی شود

شبهای قدر افضل اعمال یاعلی ست
اشک به حال غربت مولای ما علی ست

شبهای روزه، روضۀ حیدر بجاترست
وقتی خود حسین، عزادار حیدرست

شبهای قدر اعظم شبهای ماتم است
باور کنید حال خدا نیز درهم است

آنقدر که زمین و زمان را به هم زده
آه ای خدا هوای نجف بر سرم زده

یک عمر درد و غربت مولا تمام شد
یک عمر داغ دوری زهرا تمام شد

وقتی به یاد فاطمه از کوچه ها گذشت
بر قلب زخم خوردۀ مولا چه ها گذشت

ای داغ های کوچه خدا حافظ شما
ای نخل های کوفه خدا حافظ شما

کافیست هرچه بین شما بوده ام اسیر
دنیای بی وفـا برو بی علی بمیر

عباس گریه میکند امشب یتیم شد
آه از دل شکستۀ زینب، یتیم شد

رفته حسین زخـم دلی را دوا کند
فکری به حال بی کسی مجتبی کند

شبهای قدر اعظم شبهای ماتم است
تا وقت صبح روضه بخوانید هم کم است

امشب خراب و دربه درم یا ابوتراب
دستی بکش به روی سرم یا ابوتراب

 

محمد بنواری مهاجر

                   

                                                     ز كوى شاه اولیاء

 

نظر به بندگان اگر، ز مرحمت خدا كند **** قسم به ذات كبریا، ز یُمن مرتضى كند

خدا چو هست رهنمون، مگر دگر چرا و چون **** كه او كند هر آنچه را كه حكمت، اقتضا كند

ز قدرت یداللّهى، كسى ندارد آگهى **** وسیله‎اش بود علىّ، خدا هر آنچه را كند

به جنگ بدر و نهروان، علىّ است یكّه قهرمان **** نِگر كه دست حقّ عیان، قتال اشقیا كند

به روى دوش مصطفى، نهد چو پاى مرتضى **** نگر به بت شكستنش، كه در جهان صدا كند

به رزم خندق و اُحد، به قتل عمرو و عبدود **** خدا بدستِ دست خود، لواى حقّ به پا كند

چو افضل از عبادت خلایق است ضربتش **** علىّ تواند این عمل، شفیع ما سوى كند

به پیشگاه كردگار، ز بس كه دارد اعتبار **** دیون جمله بندگان، تواند او ادا كند

نماز بى ولاى او عبادتى است بى وضو **** به منكر على بگو، نماز خود قضا كند

هر آن كه نیست مایلش، جفا نموده با دلش **** بگو دل مریض خود، به عشق او شفا كند

على است آن كه تا سحر، سرشك ریزد از بصر **** پى سعادت بشر، ز سوز دل دعا كند

على انیس عاشقان، على پناه بى كسان **** على امیرمؤمنان، كه مدح او خدا كند

پس از شهادت نبىّ، كه را سزد به جز على **** كه تا به حشر آدمى، به كارش اقتداء كند

قسیم نار و جنّتش، ترازوى محبّتش **** كه مؤمنان خویش را، ز كافران جدا كند

گهى به مَسند قضا، گهى به صحنه غزا **** گهى به جاى مصطفى، كه جان خود فدا كند

على است فرد و بى نظیر، على مجیر و دستگیر **** كه نام دلگشاى او، گره ز كار وا كند

ز كار قهرمانیش، پر است زندگانیش **** نگین پادشاهیش، به سائلى عطا كند

امیر كشور عرب، ثناكنان، دعا به لب **** برد طعام نیمه شب، عطا به بینوا كند

ز كوى شاه اولیاء، كه مهر اوست كیمیا **** كجا روى بیا بیا، كه دردها دوا كند

****************

***************************

دارد دلم هوای تو یا مرتضی علی

دنیای من فدای تو یا مرتضی علی

 

اسلام من تو هستی و این است باورم

دین نیست جز ولای تو یا مرتضی علی

 

از هر چه خیر هست در عالم‌‌ نوشته اند

اول فقط برای تو یا مرتضی علی

 

پیغمبران حق همه رفتند صف به صف

دنبال رد پای تو یا مرتضی علی

 

جنت برای شیعه تو یک بهانه است

بیند مگر صفای تو یا مرتضی علی

 

لا سیف لا فتی فقط اندازه تو هست

مداح تو خدای تو یا مرتضی علی

 

-------------------------------

============================

وصف مولا

هرزمان خواسته ام وصف تورا بنویسم

فارسی یا عربی اسم خدا هم آمد

بس که تو غرق خدائی همه جا اسم تو و...

قدرت لایزل رب تو باهم آمد

صحبت از فرقه وفکر علی اللهی نیست

بنده ای بنده، ولی کار خدائی داری

بین هر خوشه ی انگور ضریحت پیداست

تاسماوات خدا برو بیائی داری

قُل هواللهُ اَحَد را ز تو دارم مولا

وصف تو روح عبادات مرا کامل کرد

(کافری بیش نیودم علوی ام کردی)(1)

مِهر تو کفر مرا مُهر زد و باطل کرد

وحی شد آیه به آیه به پیمبر قرآن

هل اتی ،واقعه ، توحید ، قیامت ، کوثر..

دید از نقطه ی آغاز (ب) ی بسم الله

تا علیِّ صَدَقَ الله، توئی یاحیدر

لعن ونفرین خدا بر همه بخٍ گوها

دست بیعت به تو دادند و خیانت کردند

گفت:، قرآن وعلی این دو امانت هستند

تا توان بود خیانت به امانت کردند

پنج انگشت فلانی که به تو کف داده است

پشت در پشت شد و فاطمه را سیلی زد

هر چه بر آمد از آن دست در آن پس کوچه

زد به زهرا جلوی چشم شما خیلی بد

باهمان دست به جمع آوری هیزم ها

قصد آتش زدن خانه واهلش را کرد

آتشی که قد زهرای تو را یک دفعه

بین آن دود و حرارت پیش چشمت تا کرد

بشکند پای همان دست که با آن مسمار

درب آتش زده بر سینه ی زهرا کوبید

درب بر سینه ی زهرا زدو با ده تا اسب

باچهل نعل تن خون خدا را کوبید

سالها میگذرد حادثه ها پا برجاست

مانشستیم ازاین حادثه ها میسوزیم

ای که دستت برسد عرش خدا کاری کن

چشم بر دست تو در امر فرج می دوزیم

*******************************************

ایام شهادت مولای دو عالم حضرت مرتضی علی (ع) تسلیت

 

(((شب های قدر شب بیدار شدن انسان است نه بیدار ماندن)))

التماس دعا

یا علی مدد

تعداد بازدید از این مطلب: 94
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : سجاد رحیمی باباشیخعلی
تاریخ : جمعه 27 تير 1393
نظرات

دخلشان را آوردند ؛

برای عده ای دخلی پر از خوبی ... و برای عده ای دیگر دخلی پر از بدی ...

دیر یا زود دخل ما را هم خواهند آورد ؛

مراقب باشیم دخلمان را از چه پر میکنیم ،

وگرنه واقعا دخلمان آمده...

حساب و کتاب

 

****************

رمضان مبارک ...

وقتی که قراره این یکماه آمادگی و تمرینی باشه برای گفتن : دنیا ، یادم ترا فراموش !

و برنده شدن ؛

شرط روی  بهشت است و آرامش ...

 

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان ؛

 

ماه ایستادگی و مبارزه با دشمن بزرگی بنام " خود " بر همگان مبارک باد .

جملات زیبا گیله مرد

++++++++++++++++++++++

 

خدایا کمک کن چترِ گناه را در بارانِ رحمتِ ]رمضان و غیر[ رمضانت بسته نگه داریم ...

 

آری ؛ چترها را باید بست ، زیر باران باید رفت ...

 

 

 

چترها را باید بست

 

و افسوس ، از ماه باران چند صباحی بیش نمانده است ...

////////////////////////////////////////////////////

 

 

خدایا در شب قدری که :

 

توفیق نصیبمان می کنی تا قرآن بر سر بگذاریم؛

 

از تو مسئلت میکنم لیاقتی عطا کنی تا بتوانیم :

 

قرآن را در دل بگذاریم .

****************************************

 

خدایا ...

 

رمضان ماه مهمانی توست ...

 

سفره ات هر روزِ سال پهن بوده ،

 

ولی این روزها ، پذیرایی ها ویژه است ...

 

از خوان گسترده ات چشم و دلی سیر میخواهم ...

 

شکم سیر را هر روز قبل از رمضان مرحمت نموده ای ...

 

الهی شکر

 

 

 

 

جملات زیبا گیله مرد

000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000

بار خدایا؛

وسوسه های نفس نگذاشت، جانم در نهر رجب تطهیر شود؛

از در آویختگان درخت طوبای شعبان هم که نبودم؛

ترحم فرما و در دریای رحمت رمضانت مستقرم نما ...

 

جملات زیبا گیله مرد

 
     

 

 

 

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 41
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : سجاد رحیمی باباشیخعلی
تاریخ : شنبه 10 خرداد 1393
نظرات

ولادت امام حسین(ع)وحضرت ابوالفضل العباس(ع)وامام سجاد(ع)مبارک باد

 
 
سه نور آمد به عالم پر ز احساس
معطر هر سه از عطر گل یاس
سه نور تابناک آسمانی
حسین بن علی ، سجاد و
عباس
 

شعبان شد و پیک عشق از راه آمد
عطر نفس بقیه الله آمد
با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسین
یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد
 
ولادت امام حسین(ع)وحضرت ابوالفضل العباس(ع)وامام سجاد(ع)مبارک باد
میلاد گل رسول و زهرا و علی است
 زیرا که جهان خجسته زین نور جلی است
ما را دگر از روز جزا بیمی نیست
چون بر دل ما عشق حسین ابن علی است
 
 
 
                سلسلۀ عشق چيست، موي حسين است و بس 
ديـــــدن وجـــــه خدا هــســـــت مــــــــــرا آرزو
                    وجه خدا اي عزيز، روي حسين است و بس
بوي بهشت خدا از حرمش مي وزد
                 بوي بهشت خدا بوي حسين است و بس
رحمت و لطف و كرم، عشق و صفا در جهان
                           بخشش وجود و صفا، خوي حسين است و بس
روز جزا در عمل هر كه رود اي عزيز
                   از بركات دم و هوي حسين است و بس
كوثر و حوض و بهشت، جنّت و نهر حيات
                       اندكي از قطرۀ  جوي حسين است و بس
 
ولادت امام حسین(ع)وحضرت ابوالفضل العباس(ع)وامام سجاد(ع) مبارک باد

روشنگر آفتاب،عباس آمد
تفسیر زلال آب،عباس آمد
 
فرزند دلیر حیدر آمد
عباس امیر لشکر آمد
می خواست نشان دهد ادب را
یک روز پی از برادر آمد
 

میلاد علمدار حسین است
میلاد علمدار وفادار حسین است
گر بود علی محرم اسرار محمد
عباس علی محرم اسرار حسین است
 

آلاله نو دمیده چیدن دارد
آواز فرشتگان شنیدن دارد
میلاد حسین است و ابوالفضل و علی
یک ماه و دو آفتاب دیدن دارد
زیرا که گل بوتراب،عباس آمد
 

مـیـلاد مسعـود اباالفضل جوان است
 هـنگام شـادی و سرور شیـعـیـانــسـت
از دامـن ام البنین ماهی عیان است
 کز روی وی شرمنده مـاه آسـمـانست
 
 
سلام اى چارمین نور الهى
کلیم وادى طور الهى
تو آن شاهى که در بزم مناجات
خدا مى‏ کرد با نامت مباهات
تو را سجاده داران مى‏شناسند
تو را سجده گزاران مى‏شناسند
ولادت امام حسین(ع)وحضرت ابوالفضل العباس(ع)وامام سجاد(ع) مبارک باد


ولادت سه نور ولایت بر شما مبارک
ماه میلاد سه پرچم دار عشق
دلبر و دلداده و دلدار عشق
ماه میلاد سه ماه عالمین
سید سجاد و عباس و حسین(ع)

التماس دعا یا علی مدد

تعداد بازدید از این مطلب: 125
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : سجاد رحیمی باباشیخعلی
تاریخ : یک شنبه 4 خرداد 1393
نظرات

 

emam mosa kazem 237x300 اس ام اس ها و پیامک های ویژه تسلیت شهادت امام موسی کاظم (ع)

سالروز شهادت امام موسی کاظم، باب الحوائج را خدمت

تمامی شیعیان آن حضرت تسلیت عرض می نماییم . . .

.

.

.

 

 

خدایا بحق امام کاظم-ع، توفیق کظم غیظ در لحظات

سخت امتحان را به همه ما عطا بفرما

آمین

.

.

.

سخنی گهربار از هفتمین امام همام و نهمین معصوم مظلوم:

کم گویى ، حکمت بزرگى است، بر شما باد به خموشى

که شیوه اى نیکو و سبک بار و سبب تخفیف گناه است . . .

شهادتش تسلیت و تعزیت

*********

 

تعداد بازدید از این مطلب: 109
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : سجاد رحیمی باباشیخعلی
تاریخ : جمعه 2 خرداد 1393
نظرات

 

غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد
از شما دور شدن زار شدن هم دارد
 
هر که از چشم بیفتاد محلش ندهند
عبد آلوده شدن خار شدن هم دارد

عیب از ماست که هر صبح نمی بینیمت
چشم بیمار شده تار شدن هم دارد

همه با درد به دنبال طبیبی هستیم
دوری از کوی تو بیمار شدن هم دارد

ای طبیب همه انگار دلت با ما نیست
بد شدن حس دل آزار شدن هم دارد

آنقدر حرف در این سینه ی ما جمع شده
این همه عقده تلنبار شدن هم دارد

از کریمان فقرا جود و کرم می خواهند
لطف بسیار طلبکار شدن هم دارد

نکند منتظر مردن مایی آقا ؟!
این بدی مانع دیدار شدن هم دارد

ما اسیریم اسیر غم دنیا هستیم
عفلت از یار گرفتار شدن هم دارد

 

                                                                     ÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷
 

 

خدای مهربان..!

 

خواندمت پاسخم دادی ، به تو تکیه کردم نجاتم دادی،

 

به تو پناه آوردم کفایتم کردی...

 

خدای من..! 

 

چگونه ناامید باشم در حالی که تو امید منی...

 


 

 

 

 لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ

 

 إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ

 

 

 

از رحمت‏ خدا نوميد مشويد در حقيقت ‏خدا همه گناهان را 

 


می ‏آمرزد كه او خود آمرزنده مهربان است.﴿زمر،۵۳

استغفرالله

 

تعداد بازدید از این مطلب: 126
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : سجاد رحیمی باباشیخعلی
تاریخ : جمعه 2 خرداد 1393
نظرات

شعر از استاد پریش به لهجه شهرضایی شاید به دردمان خورد


مو ديگه خون نَدَريم چاقودا بيخود تيز نکون / لُپ ما ليسيدن نَدَره، اَي ميليسي گيليز نکون!

خيليا صاح کا وَخميسن رو واي به هوجا نَدَرَن / اوي کا نون شوم دا دَري، اَنزه جيليز ويليز نکون

عمرا اين صندليا حسني مناتي نَدَره / اَي رييس يه جَي شُدي بَر دادا ميزّا ميز نکون

خيلي چيزاس کا ميباد چِشدا بَروش هم بيذَري / بَر صدا همساده دون گوش دا تو هَشتي تيز نکون

بار شونا اَي نيمکِشي سوک نَذار زير دِل خَراشون / دَس گِرفتن پيشکشود، جَعده را بَر مو ليز نکون!

نون کا هوچي، اي ميخواي آبام کِسي دسود نَدِد / مث جيگر من آسِکي بسوز و جيزا جيز نکون

سفره کافِرام خودا بي رِزقا روزي نيمذره / اَنزه بر يه پاره نون مث گربه جِستا خيز نکون ...

هَمِش اين صَنار حقوق صد تا طِلَبکار جولوشه / وَخ کا تو فِکرم مرتِضَي مِث پَخشه ويزا ويز نکون!

از چِشاد خوب مَعلومِس کا چِش ديدن ما نَدَري / رُقیه ميشناسَمود خوددا بَرام عزيز نکون!

پريشا نو شاعرا ز را به جاش ضاد ميَرَن / تو با اين دَري وَريا مَردوما مُستفيظ نکون...

 

نصیحت پریش به حسنی به لهجه شهرضایی

 

اوی حسنی!

 

نصف شبا وخ برو در خونه خدا

 

اون جا گدا نمچزونن

 

شاوا را بالا نمشونن

 

اون جا می پرسن دردارا

 

پیش نمی کنند زود درگا را

 

طلا با خاک مساویس

 

گدا آدم حسابیس

 

بو می کونن گل زردا را

 

خجالت نمدن مردا را

 

وی حسنی، ای حسنی!

 

ای همچینی بچه منی

 

جز بر خدا بالا سری

 

تعظیم اگه کردی خری

 

ای بازی چاق کردی بابا

 

پشت به اجاق کردی بابا

 

کمک به حالت نمکنم

 

نونما حلالت نمکنم.

 

 

این مفتی مفتی تاجرا

 

همه چیا خوردن حسنی

 

برکتا بردن حسنی

 

پول عین گنجیش پر داره

 

زندگی دردی سر داره

 

آسه بیا، آسه برو

 

کلوق بیا، ماسه برو

 

چشتا می بات هم بیذاری

 

هی از خودت کم بیذاری

 

هی کلاتا قاضی کونی

 

اینا اونا راضی کونی

 

امید یه من گندوم نشین

 

پا سفره این مردوم نشین

 

کا جیره خور توله نشی

 

پیش اینا اون چوله نشی

 

رفیق کیس؟ گولشا نخور

 

مثی من تو بامبولشا نخور

 

اونا کا طبلا بوق دارن

 

فقط تالاق تولوق دارن

 

اول برات فدا می شن

 

بعد یه رادون یه را می شن

 

مرغا را کوت کوت می کونن

 

شمعا سحر فوت می کونن

 

کشمشا چلغوز کتونس

 

تعارفا از آب خزینس

 

بونه به کینشون نده

 

تکیه به چینشون نده

 

ای درشونو سفت بزنن

 

تمون گدا را می کنن

 

اون دستشون کا پرخورن

 

فقط رفیقی آخورن

 

از اون کا جون داد نون بخوا

 

هرچی می خی از اون بخوا

 

نون کا تو سفره کارگرس

 

از هر چی نونس بیترس

 

اون کا کمربندی طلاس

 

بپا که بند تمون کوتاس

 

ابری کا بارش نداره

 

چزیدن و خواهش نداره

 

                                         

                                        جز بر خدا بالا سری تعظیم اگه کردی خری

                                                     **************************************************

 

                                                             ترسم که بیای و من ان روز نباشم یا صاحب الزمان

                                                                     این جمعه هم گذشت و نیامد نگار ما

 

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 118
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : سجاد رحیمی باباشیخعلی
تاریخ : دو شنبه 29 ارديبهشت 1393
نظرات

 

 به نام بخشنده بزرگ
داور بر حق
به نام خداوند ايثار و انصاف

خارم اگر از خاري
خارم تو مپنداري
دانم كه مرا با گل
يكجا تو نگهداري

گل را تو به آن گويي
كه از عشق معطر شد
آن گل كه فقط گل بود
در حادثه پر پر شد

سوداي تو را دارم
من از دل و از جانم
گفتند كه پيدا شو
ديدند كه پنهانم
گفتند كه پيدا كن
خود را و تو را با هم
گفتم كه پيدا هست
در هر نفس آدم
پيداست و من پنهان
من در تن و او در جان
يك آن نظري كردم
در خود گذري كردم
ديدم كه نه در دوري
نزديك تر از نوري
در راه عبور از تو
من اين همه دور از تو
يك عمر نينديشم
هيهات، تو در پيشم
چشم است كه بينا نيست
در عشق كه اين ها نيست

خداجون ...

خدا جون مچکریم که چشم دادی بهمون*

واسه گریه کردن و دیدن این دنیا زشت*

مثلی که اب به ما دادی واسه سگ دو زدن*

واسه گشتن تو جهنم دنبال راه بهشت *

اخ که شکرت ای خدا واسه جهان به این بدی*

چی میشد اگه دست به ساختنش نمیزدی*

خدا جون ممنون از اینکه دو تا دست دادی به ما*

تا اونا رو به هر مترسکی دراز کنیم *

خدا جون مرسی از این دلی که تو سینمونه*

میتونیم دل یکی دیگه رو بازیچه کنیم*

اخ که شکرت ای خدا واسه جهان به این بدی*

چی میشد اگه دست به ساختنش نمیزدی* ******

 

حادثه

آن لحظه كه از نياز انسان
دارد نه كم از هواي حيوان
يك دانه گندم طلايي
از تشت طلا گرانبها تر
در حادثه هاي ناگهاني
سالم از مريض مبتلاتر
آسوده مباش كه بي نيازي
يك آن دگر از پر نيازي
آنجا كه تو فرعون زماني
در تير رس باد خزاني

 

 

 

 رنگ دیروز

خرسند شديم
از اين كه امروز
رنگي دگر است
نه رنگ ديروز
تا شب نشده
رنگ دگر شد
گفتند از اين نكته
هزار نكته بياموز
فریاد زدیم که چرخ گردون
لیلا تو نداده ای به مجنون
فریاد بر آمد آنکه خاموش
کم داد اگر اگیرد افزون
خاموش شدیمو درخموشی
رفتیم سراغ می فروشی
فریاد زدیم دوای ما کو
گویند دواست باده نوشی

خرسند شدیم از اینکه هستیم
رفتیم و در میکده بستیم
با خود به سخن چنین نشستیم
ما باده نخورده ایم مستیم
مسجد سرراه از ان گذشتیم
برروی درش چنین نوشتیم
در میکده هم خدای بینی
با مرد خدا اگر نشینی

 

قرن ما

قرن ما شاعر اگر داشت، هوا بهتر بود
خار هم كمتر نبود از گل، بسا گل تر بود

قرن ما شاعر اگر داشت، كه
كبوتر با كبوتر، باز با باز
نبود شعار پرواز
واي بر ما كه تصور كرديم
عشق را بايد كشت
در چنين قرني كه دانش حاكم است
عشق را از صحنه دور انداختن
ديوانگي است
درماندگي است
شرمندگي است

قرن، قرن آتش نيست
قرن يك هواي تازه است
فكرها را شستشويي لازم است
گم شديم گر در ميان خويشتن
جستجويي لازم است
نازنين ها، از سياهي تا سفيدي را سفر بايد كنيم

خرسند شديم
از اين كه امروز
رنگي دگر است
نه رنگ ديروز
تا شب نشده
رنگ دگر شد
گفتند از اين نكته
هزار نكته بياموز

 عجب بالا و پایین داره دنیا

 

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 132
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : سجاد رحیمی باباشیخعلی
تاریخ : پنج شنبه 25 ارديبهشت 1393
نظرات

   خاطرات دهه 60 شصتی ها

 
 
7 8 10 11 13   yadash bekheir- mihanfal.com 8 yadash bekheir- mihanfal.com 9 yadash bekheir- mihanfal.com 25 yadash bekheir- mihanfal.com  yadash bekheir- mihanfal.com70
yadیادش بخیر ...

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 136
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : سجاد رحیمی باباشیخعلی
تاریخ : پنج شنبه 25 ارديبهشت 1393
نظرات

 


 
یک سال و نیم صبح و شب روضه خوان و سینه زن حسین بودی و مردم مدینه را اشک برچشم و خون به دل کرده بودی.
 
یک سال و نیم در مسجد النبی(ص) فریادت به آسمان بلند بود که حسینت را در مقابل چشمانت سر بریدند  و به پیامبر(ص) شکایت این نامردمان را می کردی.
 
یک سال و نیم روبه نجف با پدرت علی (ع) درد و دل می کردی و از بی حرمتی ها سخن می گفتی.
 
یک سال و نیم کنار بقیع می نشستی و با مادرت فاطمه(س) از تازیانه ها و لگد هایی که خوردی شکوه می کردی، نیمه شب ها کنار مزارش می رفتی و ناله می کردی از سُم هایی که بر پیکر حسینت تازاندند و هیچ نتوانستی بکنی.
 
یک سال و نیم کنار مزار برادرت حسن(ع) می نشستی و شکایت کوفیان را به او می کردی و کوچه کوچه های کوفه را شاهد می گرفتی.
 
یک سال و نیم خواب و خوراک و آرام و قرار نداشتی و مدام زمزمه ات بود:«حسین من ، حسین من، حسین من...».
 
یک سال و نیم ام البنین مادر عباس(ع) را می دیدی که می آید و غم فرزندان رشید خود را وا می نهد و ذکر حسین حسین حسین می گوید.
 
یک سال و نیم پیراهن حسین (ع) بود که مدام صورتت را نوازش می کرد و به جای دستان گرم و مهربانش توا را دلداری می داد.

 کاش نگاهی به ما کند زینب(س)

تسلیت به مناسبت وفات اسوه صبر دو عالم  حضرت زینب (س)به محضر امام زمان (عج)و شیعیان حضرت مرتضی علی (ع)

التماس دعا

تعداد بازدید از این مطلب: 192
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : سجاد رحیمی باباشیخعلی
تاریخ : دو شنبه 21 ارديبهشت 1393
نظرات

        به مناسبت میلاد آقا امیرالمومنین (ع) وروز پدر 

     

آرامشم را با تو می‏ یابم

علی جان، پنجره دلم را به روی صحن وجود آسمانی‏ات می‏گشایم
و خویش را اسیر کمند شوق‏آفرین عشقت می‏کنم

ای هم‏زبانِ بهترین دقایق حیات، با تو سخن آغاز می‏کنم که
پیاله حیاتم را، ساقی بزم شورانگیز خیال تو لبریز ساخته
و خاکستر وجودم را آتش عشق تو بر باد داده است.


علی جان، درخشش طلیعه با شکوه وجود تو از پشت کوهسار
چشمان همیشه مشتاق ما، شکوفایی گل‏های آفرینش را برایمان به ارمغان می‏آورد،

آن‏گاه که نم نم باران لطیف مهر تو بر صفحه دلمان جاری می‏شود.
نسیم مهرورزی با تو، در آسمان قلبمان وزشی آرام از سر می‏گیرد
و عطر دل‏انگیز کوچه باغ‏های آرام اندیشه مطهّرت را به ما هدیه می‏کند.


علی جان، در کلاس مهر تو، گل‏های سرخ باغ دل‏بستگی شکوفا می‏شود
و عطر بنفش سادگی و خلوصت، هم‏دم نفس‏های زندگی
به روح پرتلاطم انسانی‏ات آرامش می‏بخشد.

--------------------------------------------------------------------------

مردی از تبار نور


مردی می ‏آید از تبار نور، از تبار عاشقان و شوریدگان.

مردی که محمد صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله از گل خنده‏ های نگاه
او نشاط می‏ یابد و ابوطالب در نیمه شب‏ های بیداری دل، با او راز دل می‏گوید


و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روی او می‏گشاید تا
گلشادمانی را آبشار لبخند او شکوفا کند.

مردی که طلوع مهرانگیز نگاهشْ دیگر بار حلاوت وصال
و عشق را در چشمه لایزال به جان پاکان می‏ نوشانْد


و پیاله حیات عاشقانْ از نگاهش لبریز می‏شد.
علی، فصیح ‏ترین شعر حیات و زیباترین آواز آفرینش بود.
-------------------------------------------------------

علی را نمی‏توان نوشت

علی علیه‏السلام مرد یک زمان و یک زمین نیست
تا در باور محدود واژه‏ها بگنجد
و در قالب قاب ادراک ناتمام آدمیان گرد آید.

علی علیه‏السلام مفهوم گسترده‏ ای است که کلمات خاکی
یارای رسیدن به حریم ملکوتی‏اش را ندارند؛


چه اگر با این بضاعت اندک به آن حریم وارد شوند
جز خجلت و شرمساری، سهم دیگری نمی‏برند.

مگر می‏شود دریا را در سبو گنجاند
و خورشید را در پس ذره‏ای بی‏مقدار پنهان کرد؟!

طول نگاه و قامت اندیشه ما، کوتاه‏تر از آن است که
ره به جایی برد که فرشتگان مقرب را به آن عرصه راهی نیست.

تاریخ با همه گستردگی‏ اش نمی‏تواند ظرف فضیلت‏های ابوالفضایل قرار گیرد.
اسبانِ تیزرو خیال شاعران بزم ‏آرا و عقاب آسمان‏ پیمای اندیشه سخنورانِ رزم‏ آرا
توان تسخیر قله غرورمند عظمت ابوتراب را ندارند.


علی را نمی‏توان نوشت، علی را نمی‏توان گفت؛
اگر چه باید گفت و نوشت؛

چرا که :
آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید
------------------------------------------------------

شکوه‏مندترین قاموس ارزش‏ها

علی علیه‏ السلام اسوه انسان کامل بود؛
تجلی مردی با جمع همه تضادها؛

سوز گدازنده‏ ای که در برابر عظمت خدایش، سجاده
را غرق اشک می‏کرد. شمشیر برنده‏ای که در ستیز با ظلمت ‏پرستان
به سان برترین قهرمانان، حماسه می ‏آفرید.

پیر دل‏جویی که با دستان مهر، گره غم می‏گشود.
قاضی عادلی که در میان مردمان، عدل تقسیم می‏کرد.

رازگشای خرمندی که گنجینه معانی می‏گشود.
خطیب سخن آفرینی که توفان احساس‏ها را برمی‏ انگیخت.


دستانش دشت برکت و چشمانش چشمه ‏های عاطفه بود.
دردهای آدمیان برای علی علیه‏ السلام بزرگ بود، اما دنیایشان کوچک.
 از علی (ع) نمی توان بگوید کسی ....

     

یاعلی و یا علی و علی و یا علی
------------------------------------------------------------

شاعر دنیا من اگه بودم اغاز شعرم با کلام پدرم بود

روز پدر بر همه پدران عالم هستی مبارک

تعداد بازدید از این مطلب: 165
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : سجاد رحیمی باباشیخعلی
تاریخ : شنبه 13 ارديبهشت 1393
نظرات
بسم الله الرحمن الرحیم

در این ماه «یا من ارجوه لکل خیر» یعنی وقتی به ماه رجب می رسی ، شما از لحظه شروع ماه رجب دیگه توقعت از خداوند تبارک و تعالی فقط و فقط خیر است .

«و امن سخطه عند کل شر» و ایمن هم به شما می ده.

چند نکته در اینجا داریم :

1-      چه کسانی در این ماه امیدوار باشند؟

2-      «و امن سخطه» یعنی چی ؟ یعنی در این ماه خداوند تبارک و تعالی بساط سخط – بساط عصبانی شدن-  رو کلاً تعطیل می کند

چه قدر فرصت عجبیست . بعضی وقتها بعضی فرصتهایی که در ماه رجب هست ، من دقت کردم در خیلی از شب های مهم سال هم نیست.

«یا من یعطی الکثیر بالقلیل»  . خداوند تبارک و تعالی همیشه این طوریه یعنی شما کاه که می برید ، کوه بجاش می ده . این خدا خدایست که وقتی خیلی کم می بری ، خیلی زیاد عکس العمل نشون می ده. تا جایی که بعضی وقت ها احساس می کنیم که با منه !!

 «یا من یعطی من سئله» در این ماه خداوند تبارک و تعالی هر کس که صداش بزنه ، جواب می ده.

«یا من یعطی من لم یسئله » اگه یه وقتی شما توی ماه رجب بدونی ماه رجبه ، بدونی با ماه های دیگه فرق می کنه ، اما یادت بره دعا کنی ، خداوند تبارک و تعالی یه چیزی توی ماه بهت می ده.

«و من لم یعرفه» دامنه رو باز می کنه ؛ حتی کسانی که خدا را نمی شناسند ، در ماه رجب یه بهره ای می برند.

پس سه طبقه شد :

1-      «من لم یعرفه» کسانی که خدا را نمی شناسند ، اینها طبقه ای هستند که از رحمت عمومی ماه رجب بهره می بردند.

2-      «من لم یسئله» کسانی که از طبقه خصوصی ماه رجب هم بهره می بردند . می دونه ماه رجبه ولی حواسش نبوده و صدا نزده

3-   «من سئله» خاص الخاص هستند. کسانی هستند که چون خدا رو در ماه رجب صدا می زنند ، این صدا زدنشون باعث میشه خداوند بهشون خاص نگاه کنه . یکی از برترین صداهاش هم در این شعر اومده :

 

مـــــــــــاه رجـــــــــــب و مـــاه نــــزول بــــــرکـــات است

پیوســـــــته ســـــرود رجبـــــــــــییون صـــلـــــوات است

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 .

:: دعـــــای مــــــاه رجـــــــب ::.

يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَآمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ يا مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً اَعْطِنى بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ خَيْرِ الدُّنْيا وَجَميعَ خَيْرِ الاْخِرَةِ وَاصْرِفْ عَنّى بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ شَرِّ الدُّنْيا وَشَرِّ الاْخِرَةِ فَاِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَيْتَ وَزِدْنى مِنْ فَضْلِكَ يا كَريمُ

راوى گفت پس گرفت حضرت محاسن شريف خود را در پنجه چپ خود و خواند اين دعا را به حال التجا و تضرّع به حركت دادن انگشت سبّابه دست راست پس گفت بعد از اين :

يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ يا ذَاالنَّعْماَّءِ وَالْجُودِ يا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَيْبَتى عَلَى النّارِ


اى كه براى هر خيرى به او اميد دارم و از خشمش در هر شرى ايمنى جويم اى كه مى دهد (عطاى ) بسيار در برابر (طاعت ) اندك اى كه عطا كنى به هركه از تو خواهد اى كه عطا كنى به كسى كه از تو نخواهد و نه تو را بشناسد از روى نعمت بخشى و مهرورزى عطا كن به من به خاطر درخواستى كه از تو كردم همه خوبى دنيا و همه خوبى و خير آخرت را و بگردان از من به خاطر همان درخواستى كه از تو كردم همه شر دنيا و شر آخرت را زيرا آنچه تو دهى چيزى كم ندارد (يا كم نيايد) و بيفزا بر من از فضلت اى بزرگوار . اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى صاحب نعمت و جود اى صاحب بخشش و عطا حرام كن محاسنم را بر آتش دوزخ

 

التماس دعا

 

 

ایام شهادت حضرت هادی (ع)بر رهروان  راه ان حضرت تسلیت

 

                                                       

                                        

شده ام بر آن که پری زنم به هوات یا علی النقی

سفری کنم و سری زنم به سرات یا علی النقی

به هوات تازه کنم نفس، به سرات آیم از این قفس

تعداد بازدید از این مطلب: 185
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : سجاد رحیمی باباشیخعلی
تاریخ : پنج شنبه 4 ارديبهشت 1393
نظرات

بدانید و آگاه باشید خداوند رحمت كند شما را

براستى كه اساس طریقت حقیر

بر این سه پایه ، محكم و استوار است :

بیدارى سحرها، غذاى حلال و توجه به نماز و حضور قلب در هنگام نماز.

(مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی)


هر گنج سعادت كه خدا داد به  حافظ

از یمن دعاى شب و ورد سحرى  بود

+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+**+*+*+*+*

 

سعدی

 

 

 

 

ما در خلوت به روی خلق ببستیم

از همه بازآمدیم و با تو نشستیم

 

هر چه نه پیوند یار بود بریدیم

وان چه نه پیمان دوست بود شکستیم

 

مردم هشیار از این معامله دورند

شاید اگر عیب ما کنند که مستیم

 

مالک خود را همیشه غصه گدازد

ملک پری پیکری شدیم و برستیم

 

شاکر نعمت به هر طریق که بودیم

داعی دولت به هر مقام که هستیم

 

در همه چشمی عزیز و نزد تو خواریم

در همه عالم بلند و پیش تو پستیم

 

ای بت صاحب دلان مشاهده بنمای

تا تو ببینیم و خویشتن نپرستیم

 

دیده نگه داشتیم تا نرود دل

با همه عیاری از کمند نجستیم

 

تا تو اجازت دهی که در قدمم ریز

جان گرامی نهاده بر کف دستیم

 

دوستی آنست سعدیا که بماند

عهد وفا هم بر این قرار که بستیم

*+*++**+*+*++*+**++**++*+*+**++*+*

شاید این جمعه بیاید شاید.....

 

تعداد بازدید از این مطلب: 151
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : سجاد رحیمی باباشیخعلی
تاریخ : چهار شنبه 27 فروردين 1393
نظرات
                         بيا عاشقى را رعايت كنيم
 
چرا عاقلان را نصيحت كنيم                   بياييد از عشق صحبت كنيم
 
تمام عبادات ما عادت است                    به بى عبادتى كاش عادت كنيم
 
چه اشكال دارد پس از هر نماز               دوركعت گلى را عبادت كنيم ؟
 
به هنگام نيت براى نماز                          به آلاله ها قصد قربت كنيم
 
 چه اشكال دارد كه در هر قنوت              دمى ؛بشنوازنى؛ حكايت كنيم ؟
 
چه اشكال دارد در آيينه ها                   جمال خدا را زيارت كنيم ؟
 
 بياييد تا عين ؛ عين القضات ؛                   ميان دل و دين قضاوت كنيم
 
   اگر سنت اوست نو آورى                     نگاهى هم از نو به سنت كنيم
 
بگو قافيه سست يا نادرست                    همين بس كه ما ساده صحبت كنيم
 
     خدايا دلى آفتابى بده                         كه از باغ گلها حمايت كنيم
 
رعايت كن آن عاشقى راكه گفت:                بيا عاشقى را رعايت كنيم
 
                                                                     ؛ قيصرامين پور؛

 

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

روز مادر

( بیستم جمادی الثانی ) ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها و روز مادر بر تمامی مادران عزیز مبارک باد.

بیستم جمادی الثانی هر سال، روزی پر از خاطره و معنویت است؛ خاطراتی شیرین از مادران مهربان،فرزندان با محبت و همسران با وفا ؛ این روز به یُمن ِ زاد روز بانوی نمونه اسلام، فاطمه زهرا ( سلام الله علیها) ، روز مادر نام گرفته است ؛ بانویی كه گل سرسبد تمام بانوان عالم است؛ تنها زنی كه پدرش معصوم ، شوهرش معصوم و خودش نیز معصوم بوده و پیامبر گرامی اسلام (ص) به او لقب " اُم ابیها "  داده است،یعنی زنی كه برای پدرش همچون مادر بود.

زندگی و سیره ی حضرت زهرا( س) به قدری آموزنده و جذاب است كه هر زن آزاده ای در جهان او را چونان قدیسه ای تحسین می كند؛ زنی كه تولدش از دامن خدیجه كبری ، همسر پیامبر گرامی اسلام (ص) و در كانون نخستین خانواده اسلامی با نغمه های آسمانی و تسبیح قدسیان همراه شد و شب میلادش را عرشیان به بانگ تكبیر و تسبیح جشن گرفتند و خداوند لقب كوثر به او عطا كرد؛ زیرا وی سرچشمه ی تمام خوبی های جهان است.

و چه زیبا تولد این بانوی گرانقدر به ابتكار بنیانگذار جمهوری اسلامی– امام خمینی (ره) – روز زن و روز مادر نام گرفت؛"اگر روزی باید روز زن یا روز مادر باشد،چه روزی والاتر و افتخارآمیزتر از روز ولادت با سعادت فاطمه زهرا سلام الله علیهاست؛زنی كه افتخار خاندان وحی است و چون خورشیدی بر تارك اسلام عزیز می درخشد."

 

روز مادر,تاریخ روز مادر,ولادت حضرت فاطمه زهرا

پیشاپیش فرارسیدن  سالروز ولادت بانوی دوعالم ام ابیها حضرت فاطمه زهرا (س)و روز زن بر همه مبارک

مادران زیباترین آهنگ عشقند

 

تعداد بازدید از این مطلب: 171
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : سجاد رحیمی باباشیخعلی
تاریخ : دو شنبه 18 فروردين 1393
نظرات

 خــــــــــــدایا...

ما را با روزی هایمان امتحان کردی و ما زود نا امید شدیم

زود فراموش کردیم که تو روزی دهی تا آنجا که روزی

که بخشش توست به جای اینکه از تو بخواهیم

از مردمانی خواستیم که خودشان روزی خوار تواند.

خدایا به ما یقین درست و راست بده تا باورمان شود

بخشنده تویی تا به رنج و سرگردانی نیفتیم

آرامشی ناب در دلمان بیانداز تا بیهوده به این در و آن در نزنیم...

(صحیفیه سجادیه)

 

 

 

 

پس از آفرینش آدم خدا گفت : نازنینم آدم با تو رازی دارم

 

اندکی پیش تر آی، آدم آرام و نجیب آمد پیش، زیر چشمی

 

به خدا می نگریست..نازنینم آدم! قطره ای اشک ز چشمان خداوند

 

چکید، یاد من باش که بس تنهایم..!بغض آدم ترکید، گونه هایش لرزید

 

به خدا گفت: من به اندازه گلهای بهشت، به اندازه عرش، نه نه

 

من به اندازه تنهاییت ای هستی من دوستدارت هستم....

 

آدم کوله اش را برداشت، راهی ظلمت پر شور زمین..

 

طفلکی بنده غمگین؛آدم.. در میان لحظه جانکاه هبوط

 

زیر لبهای خدا باز شنید: نازنینم آدم! نه به اندازه تنهایی من،

 

نه به اندازه عرش، نه به اندازه گلهای بهشت که به اندازه

 

یک دانه گندم تو فقط یادم باش... نازنینم آدم، مبری از یادم

***********************************

************************

***************

 

چه زیبا خالقی دارم،چه بخشنده خدای عاشقی دارم

 

که میخواند مرا با آنکه می داند گنهکارم

 

اگر رخ بر بتابانم ، دو باره می نشیند بر سر راهم

 

دلم را می رباید با طنین گرم و زیبایش

 

که در قاموس پاک و کبریایی قهر نازیباست

 

دلم گرم است ، چه زیبا عاشقی را دوست می دارم

 

می دانم که می داند ، بدون لطف او تنهای تنهایم

 

خـدای من ، خـدایی خوب می داند

 

می داند که سائل را نباید دست خالی راند

 

چه ترس از ظلمت شبها به هنگامی که می گوید

 

عزیزم...!حاجتی داری اگر ، اینک بخوان من را

 

که من حاجت روا کردن ، برای بنده ام را دوست می دارم

 

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 130
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : سجاد رحیمی باباشیخعلی
تاریخ : چهار شنبه 13 فروردين 1393
نظرات

 

 

اخبار استانها,,اخبار استانها,خبرگزاری مهر ,مهر نیوز

اخبار استانها,,اخبار استانها,خبرگزاری مهر ,مهر نیوز

امروز  سیزدهم فروردین  مصادف است امشب  با شب شهادت حضرت زهرا (س)دل آسمان هم امروز گرفته، می‌بارد در غم سوگ مادری  از تبار خورشید، مادر 12 خورشید تابناک، مادر همه عاشقان ولایت حیدری

، آسمان هم می‌داند چه غمی است، سوگ فاطمه(س) غربت فاطمه، می‌داند که چه سنگین است بار دل، آسمان آرام می‌بارد و چشم‌های عزاداران فاطمه‌الزهرا(س) هم.

آسمان امروز دل نازک شده است و اشک‌هایش زمین را خیس می‌کند، یکی انگار داره دل رو به یه‌جای غریبی می‌کشونه، اونکه با چادر خاکی گناه همه را می‌پوشونه، انگاری دست خودم نیست،

 سبزی سال‌هایمان وام‌دار نگاه و دعای تو است و بس، مهاجر غریبم، فدای غربتت شوم که مخفیانه رفتی از میانمان.

من در خاموشی قبرت تابش هزاران خورشید را دیدم. اگر قبرت را نشانی نیست چه باک؟ هر سنگْ نبشته‌ای حکایت تو را دارد...

شهادت بزرگ بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س) را به محضر فرزندش حضرت مهدی (عج)و شیعیان حضرت مرتضی علی (ع) تسلیت عرض مینمایم

التماس دعا

تعداد بازدید از این مطلب: 215
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : سجاد رحیمی باباشیخعلی
تاریخ : سه شنبه 5 فروردين 1393
نظرات
                                                                       

 

       

غم‌فزا نوروز ما شد در عزای فاطمه
شیعیان هستند گریان از برای فاطمه
جشن عیدی نیست بر پا ای محبان علی
چون مصادف گشته نوروز و عزای فاطمه
محفل عیشی نمی‌گردد بپا امسال عید
چون که راضی نیست زین شادی خدای فاطمه
شیعیان را جامه نو نیست برتن روز عید
چون سیه پوشند از غم بچه‌های فاطمه
ای که می‌خواهی بیارایی سرای خویش را
کن به چشم دل نظر سوی سرای فاطمه
رسم دیدار بزرگان را چو می‌آری بجا
توامانش ساز با ذکر رثای فاطمه
(ثابت نایینی) این اشعار غمگین را سرود
تا شود نوروز او غرق عزای فاطمه

 


         

امسال نوبهار شروعش به ماتم است

زیرا كه قلب عالم امکان پر از غم است

باید که پاس حرمت زهرا نگاه داشت

سالی که فاطمیه و نوروز توأم است

                 ************************************
**********************************************************
               *************************************

 

تعداد بازدید از این مطلب: 142
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : سجاد رحیمی باباشیخعلی
تاریخ : سه شنبه 26 اسفند 1392
نظرات

   

هر سال منم عبد عطایت مادر
خوشبخت شدم ذیل دعایت مادر
نوروز که قابلی ندارد بی بی
صد عید، الهی به فدایت مادر

******

من شیعه شدم رها ز هر قید
در دام محبتت شدم صید
مادر به خدا نمی فــروشم
یک لحظه ی روضه ات به صد عید

******

آغشته بهارمان به عطر یاس است
ای شیعه دل صاحبمان حساس است
حرمت بگُذارید اگر فاطمه را
عیدی همه با پسرش عباس است

         

vista_20141829

 

                پوستر با کیفیت بالا عید فاطمی

التماس دعا

تعداد بازدید از این مطلب: 174
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تعداد صفحات : 6
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 صفحه بعد


عجب صبری خدادارد. اگر من جای او بودم همان یک لحظه اول ، که اول ظلم را ميدیدم از مخلوق بی وجدان ، جهانرا با همه زیبایی و زشتی ، برروی یکدگر ، ویرانه ميکردم . عجب صبری خدا دارد ! اگر من جای او بودم که در همسایه صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عيش و نوش ميدیدم ، نخستين نعره مسـتانه را خــاموش آندم ،بر لب پيمانه ميکردم . عجب صبری خدا دارد !اگر من جای او بودم . که ميدیدم یکی عریــان و لـرزان و دیگــری پوشــيده از صـد جامـه رنگيـن زمين و آسـمانرا واژگـون مسـتانه ميکردم . عجب صبری خدا دارد !اگر من جای او بودم . نه طاعت ميپذیرفتم ،نه گوش از بهر استغفار این بيدادگرها تيز کرده ،پاره پاره در کف زاهد نمایان ،سـبحه صد دانه ميکردم . عجب صبری خدا دارد ! اگر من جای او بودم .برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گـرد بـی ســامان ،هـزاران ليلــی نـاز آفـرین را کـو بـه کـو ،آواره و دیوانـه ميکردم . عجب صبری خدا دارد ! اکر من جای او بودم .بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان ، سراپای وجود بی وفا معشوق را ، پروانه ميکردم . عجب صبری خدا دارد ! اگر من جای او بودم .بعرش کبریایی ، با همه صبر خدایی ،تا که ميدیدم عزیز نابجایی ، ناز بر یک ناروا گردیده خواری ميفروشد ،گردش این چرخ را وارونه ، بی صبرانه ميکردم . عجب صبری خدا دارد ! اگر من جای او بودم که ميدیدم مشوش عارف و عامی ، ز برق فتنه این علم عالم سوز مردم کش ،بجز اندیشه عشق و وفا ، معدوم هر فکری ، در این دنيای پر افسانه ميکردم . عجب صبری خدا دارد !چرا من جای او باشم همين بهتر که او خود جای خود بنشسته و تاب تماشـای تمــام زشـتکاریهای ایـن مخلـوق را دارد ، وگرنـه من بجای او چو بودم ،یکنفس کی سازشی ، با جاهل و فرزانه ميکردمعجب صبری خدا دارد


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود